امیر غفور؛ ستاره جوانی که در خیلی از بازی های تیم ملی به داد ایران رسیده است. زمانی که وی در ترکیب اصلی بوده با تمام توان برای موفقیت ایران جنگیده و هر زمانی که به عنوان بازیکن تعویضی هم به میدان آمده انگیزه را به تیم تزریق کرده است. هیچ گاه از این که در سال های اخیر بنا به صلاحدید کادر فنی کمتر در ترکیب اصلی قرار میگرفت گلایه نکرد ، چرا که تنها هدفش کمک به تیم ملی و موفقیت والیبال ایران بوده است.
»» متن مصاحبه امیر غفور را در ادامه بخوانید:
شرایط پیکان چطور است؟
تمریناتی که برای شروع فصل پشت سر گذاشتیم واقعاً سنگین و پر فشار بود. شرایط ایده آل و خوبی داریم و قطعاً این شرایط در طول لیگ هم ادامه خواهد داشت. چرا که تمرینات را زود و پرفشار آغاز کردیم. از زمانی که بازیکنان پیکان که در تیم ملی «ب» حضور داشتند به تمرینات ما اضافه شدند کار های توپی ، هماهنگی و تاکتیکی را آغاز کردیم.
به نظر شما چه تیمی قهرمان لیگ خواهد شد؟
من نمیتوانم در مورد تیم های دیگر اظهار نظر کنم. ما میتوانیم شرایط خودمان را به حد مطلوب و ایدهآل برسانیم. قطعاً تیم ما کامل نیست و نسبت به سرمایه گذاری که تیم پیکان کرده برای تکمیل شدن نیاز به جذب چند بازیکن خوب دیگر داریم ، اما اگر این اتفاق نیفتد ما به خوبی میدانیم که تیم ما کامل نیست ، اما توقع مان از خودمان این است که حداقل در حد و اندازه خودمان ظاهر شویم و سعی میکنیم نتیجه خیلی ایدهآل و مطلوب بگیریم.
بازیکنان خارجی که در لیگ ایران حاضر میشوند ، چقدر در بالا بردن کیفیت مسابقات تاثیر دارند؟
قطعاً حضور بازیکنان خوب خارجی در لیگ ایران بسیار مفید است ، چرا که بازی کردن کنار بازیکنان خوب سطح ما را هم بالا میبرد ، اما اگر قرار باشد بازیکنانی بیایند که امثال آن ها را خیلی زیاد در لیگ مان داشتیم ، پیشنهاد میکنم از حضور آن ها جلوگیری شود. چرا که حضور آن ها چندان منطقی هم نیست.
المپیک چطور بود؟
المپیک خاص ترین تورنمنتی بود که من در آن حضور داشتم و حیف است که هر ورزشکاری در طول عمر ورزشی اش در چنین میدانی حاضر نشود. تمام تورنمنت ها و افتخاراتی که یک ورزشکار دارد یک طرف و حضور در المپیک هم طرف دیگر است. ما نسبت به این که تجربه اول مان بود نتیجه بدی نگرفتیم. اما بازی های خوبی هم نکردیم.
پس خودتان هم قبول دارید که تیم ایران بازی های خوبی در المپیک انجام نداد؟
بله کاملاً قبول دارم. تیم ما خوب بازی نکرد ، اما اگر خیلی خوب و ایده آل هم بازی میکردیم ، همین نتیجه را میگرفتیم که حالا گرفتیم. توقعمان از خودمان خیلی بیشتر از چیزی است که به نمایش گذاشتیم. باید یک اتفاقی در تیم ملی بیفتد و ما در مسابقات خوب بازی کنیم. در گذشته والیبال ایران نتایج خیلی خوبی نمیگرفت ، اما مردم رضایت بیشتری از تیم ملی داشتند. چون تیم ما خوب بازی میکرد. گاهی مسابقات را میباختیم ، اما هر چه در توان داشتیم در زمین میگذاشتیم ، ولی حالا شرایط کمی تغییر کرده است.
حال و هوای افتتاحیه المپیک چگونه بود؟
افتتاحیه چیز خاصی نبود! من فکر میکنم افتتاحیه را اگر از تلویزیون ببینیم خیلی قشنگ تر است. قبل از این که کاروان ایران بخواهد رژه برود ورزشکاران در یک سالن مستقر بودند و تمام لحظات را از یک مانیتور تماشا میکردند. در زمان رژه رفتن هم حدود ۱۰ ثانیه از مقابل دوربین عبور میکنیم و نمیتوان چیز خاصی در آن مدت دید. حس و حالی که من داشتم مانند همان حسی بود که تماشاگران حاضر در ورزشگاه داشتند. به نظرم اگر قرار باشد افتتاحیه را به خوبی ببینیم بهتر است پای تلویزیون بنشینیم ، اما در مجموع میتوانم بگویم تجربه حضور در رژه المپیک تجربه خوبی است ، اما این که بخواهیم فکر کنیم موضوع عجیب و غریبی است واقعاً این طور نبود یا بهتر بگویم ، آش دهان سوزی نبود.
چرا برخی از نفرات تیم ملی در رژه کاروان ایران حضور پیدا نکردند؟
در جریان نیستم. فقط میدانم خوش خبر لباس متناسب با رژه را نداشت و به همین دلیل در مراسم حضور پیدا نکرد. در مورد سایر نفرات هم باید بگویم هر کسی مسئول رفتار خودش است و نظر خاصی در مورد آن ها ندارم.
دیدار های اخیر ایران و لهستان کمی متفاوت است. علت چیست؟
لهستان جزو قدرت های دنیاست و بازیهایی که ما با این تیم انجام میدهیم معمولاً ۵ سته شده است. اخیرا حرف و حدیث هایی هم ایجاد شده مبنی بر این که طرفین از هم تنفر دارند ، اما من این موضوع را قبول ندارم. ورزش برای این است که اول از همه ورزش کنیم و سپس در عین رفاقت با هم به رقابت بپردازیم. من فکر میکنم متنفر بودن چندان با روح ورزش سازگاری ندارد. ما دوست داریم تمام تیم های دنیا را شکست دهیم ، اما این گونه نیست که اگر به آن ها میبازیم از آن ها متنفر هستیم. آغاز تنش های پایان دیدار ایران و لهستان در المپیک از سوی بازیکن حریف بود. تیمی که بازی را میبرد درست نیست که بعد از بازی حرکاتی انجام دهد که تیم بازنده را تحریک کند ، چرا که در حالت عادی بازیکنان تیم بازنده تحت تاثیر شرایط خاصی است.
نظرتان در خصوص مصدومیت ورزشکاران چیست؟!
هیچ ورزشکاری دوست ندارد در طول دوران ورزشی اش مصدوم شود ، اما موضوعی است که امکان دارد برای هر ورزشکاری رخ دهد. کمتر ورزشکاری در جهان داریم که ورزش حرفه ای انجام دهد و دچار مصدومیت نشود. در والیبال پست پشت خط زن پستی است که بیشترین آسیب دیدگی را دارد ، چرا که فشار زیادی روی بازیکنان در این پست است. در مجموع باید بگویم مصدومیت بخشی از ورزش است و باید با آن کنار آمد و چه بهتر که این مصدومیت زودتر برطرف شود. ما مدت ها تمرین میکنیم تا در آمادگی کامل قرار بگیریم اما گاهی یک مصدومیت یا حتی یک سرماخوردگی ساده تمرکزمان را به هم میریزد و باید دوباره از اول شروع کنیم.
برخیها میگویند در والیبال باندبازی داریم؟
خیر. باندبازی نداریم اما طبیعی است که چند نفر با هم رفیق تر هستند و زمان بیشتری را با هم سپری میکنند که این موضوع در همه جا هست.
آیا این رفاقتها به گونه ای است که شائبه باندبازی در والیبال را به وجود میآورد؟
معمولا اطراف انسان ها و تیم های بزرگ حاشیه های بزرگی هم اتفاق میافتد. غیر از باند بازی حرف های دیگری هم در مورد والیبال و والیبالیست ها زده میشود و اگر ما بخواهیم تک تک به آن ها جواب بدهیم راه به جایی نمیبریم. اگر سؤال این است که باندبازی در حالت کلی خوب است یا نه ، باید جواب بدهم قطعاً نه. مهم این است که تیم ایران به درجه ای برسد که بهترین بازی ها را انجام دهد و فکر میکنم حاشیه ها چندان مهم نیست. اگر رفاقت ها و رفت و آمد ها خللی در کار تیم ایجاد نمیکند هیچ ایرادی ندارد.
احتمال دارد سرمربی تیم ملی تغییر کند. ۵ گزینه پیشنهادی شما برای سرمربی گری تیم ملی چه کسانی هستند؟
مربیانی که اخیرا به ایران آمدهاند واقعاً مربیان بزرگی بودند ، اما چون ما با ولاسکو کار کرده ایم و مربی جدید با ولاسکو مقایسه میشود ، قطعاً عیارش پایین تر از اوست. به نظر من و با توجه به چیز هایی که دیده ام ولاسکو مربی اول دنیا است. شاید تیمش افتخارات چندانی نداشته باشد ، اما هر جایی که رفته تحول ایجاد کرده است. ما باید کمی روی افکار خود کار کنیم تا هر مربی را با ولاسکو مقایسه نکنیم و فکر میکنم به این ترتیب میتوانیم با هر مربی کنار آمده و به نتیجه برسیم. امیدوارم اتفاقی برای تیم ملی بیفتد که ما بتوانیم بازی های خوب چند سال گذشته را تکرار کنیم. واقعیت این است که ما در چند سال اخیر واقعاً خوب بازی نکردیم. در زمان هایی که باید نتیجه میگرفتیم شاید گرفته باشیم ، اما بازی های خوبی به نمایش نگذاشتیم که به دل مردم بنشیند. دارم فکر میکنم اگر خوب بازی کنیم و ببازیم مردم بیشتر میپسندند تا این که بد بازی کنیم و ببریم. برای گزینه های هدایت تیم ملی نمیتوانم از هیچ مربی نام بیاورم ، اما قطعاً فدراسیون کارشناسانه این موضوع را بررسی و بهترین گزینه را انتخاب خواهد کرد. به عقیده من اسم مهم نیست بلکه فردی باید انتخاب شود که بتواند کاری کند تا تیم ملی زیبا بازی کند. در این مسیر فدراسیون هم باید هر کاری که صلاح میداند انجام دهد.
آیا بازیکن پرحاشیه ای هستید؟
سعی میکنم اصلاً حاشیه نداشته باشم. فکر میکنم هم به هدفم رسیده ام. تیم ما بسیار مورد توجه است و مردم تمام اخبارش را دنبال میکنند. همیشه سعی کردم حاشیه هایم به حداقل برسد.
برای این کار چه اقداماتی انجام میدهید؟
از کوچکترین اقداماتم این است که من هیچ فعالیتی در فضای مجازی ندارم. در هیچ کدام از این شبکه های اجتماعی عضو نیستم و قطعاً این موضوع گام اول برای کم کردن حاشیه ها است. دوست دارم با مردم ارتباط داشته باشم ، اما وقتی حالت کلی این موضوع را بررسی میکنم و متوجه میشوم این فضاهای مجازی چه حاشیه هایی ایجاد میکند تصمیم میگیرم فعالیتی در این فضا نداشته باشم. من هم مانند خیلی ها با مردم در ارتباط هستم ، اما برخلاف خیلی ها عکس ها و خبر هایم جایی منتشر نمیشود. این گونه نیستم که همیشه یک دوربین در دستم باشد و از لحظات مختلف زندگی ام عکسبرداری کنم و پس از انتشار آن توضیحاتی درباره آن بنویسم. اگر تفریحی میکنم یا کاری انجام میدهم که مربوط به زندگی شخصی ام است سعی میکنم رفتاری نکنم تا کسی وارد آن شود.
چندی است مدارس بازگشایی شده است. خاطره ای از دورانی که مدرسه میرفتید دارید؟
اول از همه بگویم که بسیار درسخوان بودم ، اما از آن دسته درسخوان هایی بودم که همیشه ته کلاس مینشستم و شیطنت هم میکردم ، اما چون درسم خوب بود معلم ها زیاد مرا اذیت نمیکردند. در حال حاضر خاطره خوب و جذابی به ذهنم نمیرسد که بخواهم آن را بیان کنم.
یعنی در آن زمان هیچ حاشیه ای نداشتید و یا حتی دعوایی نکردید؟
اگر من بگویم از زمانی که متولد شدم تا الان هیچ دعوایی نکردم ، دروغ نگفتم. شاید با کسی بگو مگو کرده باشم و درگیری لفظی داشتم ، اما با هیچ کسی درگیری فیزیکی نداشتم. شاید اتفاق نادری باشد ، اما این اتفاق برایم افتاده است.
یکی از ویژگی های شما دست های بلند و کشیده تان است. با این شرایط برای خرید پیراهن و کت و شلوار با مشکل روبرو نمیشوید؟
لباس خریدن برای ما کار بسیار سختی است. برخی مغازه های خاص چون با ما آشنا هستند لباس های همسایز با ما میآورند. این گونه نیست که ما مغازه های بسیاری را بگردیم تا لباس اندازه خودمان پیدا کنیم. من خودم به شخصه تا کنون لباس برای خودم ندوخته ام و اغلب از لباس های آماده استفاده کردم.
از این که در خرید پوشاک محدودیت دارید ، ناراحت نیستید؟
قطعاً این موضوع گاهی ما را اذیت میکند ، اما سعی میکنیم لباس هایی که میخریم متفاوت باشد و تنوع داشته باشد.
آنتیگا سرمربی لهستان اعتقاد دارد والیبالیستها برای موفقیتی باید تمرکز بالایی داشته باشد و همیشه بخشی از تمرینش را صرف بالا بردن تمرکز شاگردانش میکند. آیا در ایران هم تمرینات تمرکزی داریم؟
برای موفقیت در هر کاری باید تمرکز داشته باشیم. حتی اگر بخواهیم آشپزی هم بکنیم ، باید تمرکز داشته باشیم و در غیر این صورت غذا بد میشود. مهمترین چیزی که در والیبال وجود دارد که باعث بالا رفتن تمرکز میشود این است که در تمرینات کمتر صحبت کنیم. حرف زدن در تمرینات تمرکز بازیکن را به هم میریزد. وجود آدم های زیاد در اطراف تیم هم یکی از عواملی است که تمرکز بازیکنان را به هم میریزد. فکر میکنید چرا برای حضور خبرنگاران در تمرینات تیم ملی روز های خاصی را تعیین میکنند؟ در آن روز ها که خبرنگاران و اصحاب رسانه در تمرینات حاضر میشوند از تمرکز بازیکنان کاسته میشود چرا که گاهاً حواس ملیپوشان به دوربین ها و عکاسان پرت میشود.
ورزش مورد علاقه تان بعد از والیبال چیست؟
تنیس؛ این رشته ورزشی را دوست دارم و دلیل خاصی هم برایش ندارم. کم و بیش از قوانین آن آگاه هستم و گاهاً مسابقات خوبی هم باشد آن را تماشا خواهم کرد. تنیسور محبوبم راجر فدرر است. مدل بازی فدرر را دوست دارم و به نظرم قشنگ بازی میکند.
یعنی اگر والیبالیست نمیشدید ، ممکن بود تنیسور شوید؟
خیر. من تنیس را فقط دوست دارم و اگر والیبالیست نمیشدم ، شاید ورزشکار نمیشدم. من قطعاً از طریق درس و تحصیلات میتوانستم به جایگاهی برسم. من رشته ریاضی فیزیک خوانده ام و همیشه در درس موفق بودم.
مزایا و معایب قد بلند چیست؟
در والیبال قد بلند از فاکتورهای اصلی موفقیت است. به نظرم قد بلند هیچ عیبی ندارد و من از داشتن چنین نعمتی راضی هستم. اینکه گاهی نمیتوانیم در برخی از ماشین ها بنشینیم به نظرم عیب نیست. این اتفاقات کمی سخت است ، اما در مجموع قد بلند آن قدر حُسن دارد که معایبش به چشم نمیآید.
تاکنون موردی پیش آمده که به واسطه قد بلندتان مورد توجه قرار بگیرید؟
این روزها شاید اگر قدمان هم کوتاه بود مردم ما را میشناختند ، اما در گذشته هم این اتفاق افتاده که به واسطه قد بلندم مورد توجه قرار بگیرم. اگر در خیابان فردی را ببینیم که عضلات بزرگ و حجیمی دارد ناخودآگاه نگاهش میکنیم و این ها مواردی است که انسان ها را کمی متمایز میکند. فکر میکنم شناخته شدن مان در وهله اول به خاطر قد بلندمان باشد. یعنی وقتی وارد مکانی میشویم ابتدا به واسطه قدمان دیده میشویم و سپس مردم متوجه میشوند که ما بازیکن تیم ملی هستیم.
نسل جدید ورزشکاران پا به دایره سلبریتی گذاشتند. به این معنا که لباس های خوب میپوشند و ماشین های مدل بالا سوار میشوند و در متن جامعه حضوری پررنگ دارند. آیا شما خودتان را سلبریتی میدانید؟
خدا را شکر. امیدوارم شرایط به گونه ای باشد که تمام مردم بتوانند لباس های خوب پوشیده و ماشین های مدل بالا سوار شوند. این موضوع در حالت کلی چیز بدی نیست اما زمانی که به فخرفروشی و نمایش دادن برسد ، بد میشود. این که یک نفر صرفاً برای راحتی خودش ماشین خوب سوار شود یا این که برای راحتی خودش و خانواده اش در یک خانه خوب زندگی کند ، هیچ ایرادی ندارد ، اما وقتی به فخر فروشی برسد خیلی بد میشود. شک ندارم اگر کار به فخر فروشی برسد ، خدا این نعمت ها را از انسان میگیرد.
روزی چند دقیقه مقابل آئینه میایستید؟
خیلی کم. صبح ها زمانی که از خواب بیدار میشوم و مشغول شستن صورتم هستم نگاهی به آئینه میاندازم و بعید میدانم تا شب خودم را ببینم. حتی زمانی که میخواهم موهایم را خشک کنم نگاهی به آئینه نمیاندازم!
در طول ماه چه مقدار برای خرید پوشاک هزینه میکنید؟
من معمولاً کم به خرید میروم ولی وقتی میروم خیلی زیاد خرید میکنم. مثلاً شاید هر ۶ ماه یک بار به خرید بروم و اقلام زیادی خریداری میکنم. آخرین بار که به خرید رفتم ۵ تا پیراهن ، ۵ تا شلوار ، ۴ جفت کفش ، ۴ تا کمربند و… خرید کردم. آدمی نیستم که مثلاً بگویم حالم خوب است و به خرید بروم. تا حالا سابقه نداشته که به خرید بروم و یک پیراهن یا یک شلوار خریداری کنم. حتی زمانی که میخواهم برای خانه خرید کنم ، هیچ وقت نیم کیلو سیبزمینی یا پیاز نمیگیرم. معمولاً به حدی خرید میکنم که می ماند و خراب میشود. شاید دلیل این کار این است که چندان اهل جنب و جوش نیستم و زیاد حوصله این کار ها را ندارم.
آیا برندباز هستید؟
با توجه به اینکه جنس برند ها بهتر است و لباس های سایز ما راحت تر در آن ها پیدا میشود ، معمولاً از برند ها استفاده میکنم.
از چه چیزی بیشتر از همه میترسید؟
همه کار میکنم تا همه از من راضی شوند و در اولویت آن ها هم پدر و مادر قرار دارند. میترسم از روزی که احساس کنم پدر یا مادرم از من ناراضی هستند. شاید اگر بیشتر فکر کنم موارد دیگری هم به ذهنم برسد ، اما در حال حاضر این موضوع برایم از همه چیز مهمتر است. تا حالا هم اگر چنین حسی داشتم بلافاصله با آن ها تماس گرفته و دقایقی با آن ها صحبت کردم.
زمانی که به سفر میروید یا در اردو هستید دلتان بیشتر برای چه کسی و یا چه چیزی تنگ میشود؟
در این جور مواقع بیشتر دلم برای خانواده و دوستان نزدیکم تنگ میشود. این دلتنگی اوایل خیلی بیشتر بود ، اما حالا کمی برایم عادی تر شده است. زمانی هم که در اردو های خارجی هستیم ، دلم برای غذا های ایرانی تنگ میشود. اصلاً شکمو نیستم اما خیلی خوب غذا میخورم و اصلاً هم آدم بدغذا نیستم. تمام غذا هایی که وجود دارد را دوست دارم و میخورم غیر از غذ اهای کشور های شرق آسیا.
بعد از پایان دوران بازی چه خواهید کرد؟ آیا وارد عرصه مربی گری میشوید؟
به مرور زمان نظرات تغییر میکند. برای مثال زمانی که خیلی کودک بودم درس زیست و علوم را خیلی دوست داشتم ، اما زمانی که بزرگتر شدم اصلاً از این درس خوشم نمیآمد و به ریاضی علاقمند شدم و این اتفاق برای خیلی ها میافتد. در حال حاضر به مربی گری فکر میکنم ، اما دلم میخواهد با بازیکنی کار کنم که خام است و تازه پا به والیبال گذاشته است. اگر همین حالا به من بگویند مربی تیم ملی ایتالیا شوم ، نمیپذیرم ، اما شاید چند سال دیگر نظرم کاملاً تغییر کند.
از چه تیم و چه بازیکنی بیشتر از بقیه میترسید؟
از هیچ تیم و هیچ بازیکنی نمیترسم. خیلی از تیم ها هستند که میدانم بسیار قدرتمند هستند و بازیکنان فوق العادهای در اختیار دارند ، اما از هیچ کدام آن ها نمیترسم. هیچ وقت ما قدرتی که برای بازی با برزیل به کار میگیریم مقابل تیمی مانند سنگاپور به کار نمیگیریم. تیم برزیل واقعاً تیم خوب و قدرتمندی است و آن قدر این تیم خوب است که وقتی نام این تیم مطرح میشود دیگر به نفراتش فکر نمیکنم.
بروتو سرمربی سابق تیم ملی ایتالیا برای بالا رفتن تمرکز بازیکنانش آن ها را به کتاب خواندن تشویق میکند. آخرین کتابی که خواندید چه بود؟
کتاب خواندن را خیلی دوست دارم. اگر از مقابل مغازه ای رد شوم و متوجه شوم که کتاب فروشی است قطعاً وارد آن میشوم و این کار را خیلی دوست دارم. پس از این که نام کتاب ها را مطالعه میکنم آن هایی که خوشم میآید را خریداری میکنم. کتاب هایی که میخرم را به خانه میآورم و چند صفحه از آن را میخوانم و سپس به صورت ناخواسته آن را رها میکنم. کتاب زیاد میخرم ، اما در خواندن آن کمی تنبل هستم. حتی همین حالا که با شما صحبت میکنم ، دلم میخواهد یک کتاب داشته باشم و بخوانم. در زمان استراحت بیشتر با دوستانم هستم و تفریح میکنم و نمیدانم چه زمانی وقت کتاب خواندن است! تاکنون هیچ کتابی را تا آخر نخواندهام، اما آخرین کتابی که خریدم کتاب «سنگفرش خیابان از طلا است» بود.
پس کلا اهل کتاب خریدن هستید؟
من کلاً چند مغازه را که میبینم ناخودآگاه وارد آن میشوم. مثلاً مغازه اسباب فروشی! عاشق اسباب بازی هستم ، اما خودم اسباب بازی ندارم. خیلی هم دوست دارم بخرم ، اما فکر میکنم میخواهم آن را چه کنم؟ بیشتر دوست دارم در محیط اسباببازی فروشی باشم. البته کتاب و لوازم التحریر هم شامل این موضوع میشود.
میگویند دستمزد والیبالیها از فوتبالیست ها هم سبقت گرفته ، آیا واقعیت دارد؟
خدا را شکر دستمزد های خوبی داریم ، اما با فوتبالی ها قابل مقایسه نیست. فوتبال ورزش اول دنیا است و اگر ورزشکاران آن پول زیادی میگیرند ، نوش جانشان باشد. مقایسه فوتبال و والیبال کار اشتباهی است ، چرا که ما حتی به آن ها نزدیک هم نیستیم چه برسد به این که بخواهیم سبقت هم بگیریم.
گواردیولا معمولاً قبل از بازی های فینال برای شاگردانش فیلم گلادیاتور را به نمایش میگذارد. آیا شما اهل فیلم دیدن هستید؟
خیلی دوست دارم شرایطی فراهم شود که با گواردیولا کار کنم و او مربی من باشد. اصلاً نیازی نیست گواردیولا مربی والیبال باشد تا من با او کار کنم. نمیخواهم از او اسپک ، دفاع ، سرویس و … یاد بگیریم ، بلکه میخواهم بحث های روانشناسی ، مدل رفتاری ، مباحث ذهنی و .. را از او یاد بگیرم. اگر در جایی کسی از او صحبت کند ، قطعاً با دقت گوش میکنم ، اما تاکنون شرایطی پیش نیامده که سرچ کنم و اطلاعاتی از او به دست بیاورم. از پاسخ به سؤال اصلی دور شدیم و باید بگویم اهل فیلم دیدن هم نیستیم! بارها از من سؤال شده که آیا فلان فیلم را دیدهای یا نه؟ که تا حالا حتی یک بار هم نشده فیلمهایی که میگویند را دیده باشم. برخلاف خیلی ها که فقط دم از فیلم های خارجی میزنند من بیشتر فیلمهای ایرانی را دوست دارم.
آخرین فیلمی که دیدید چه بود؟
سریال شهرزاد بود که کامل دیدم و به نظرم فیلم بسیار خوبی بود. تمام قسمت های این سریال را هفته به هفته خریداری و تماشا کردم. بازیگران ، داستان و حتی موسیقی این فیلم را بسیار دوست داشتم. از برنامه های تلویزیون هم برنامههایی مانند خندوانه ، دورهمی ، ۹۰ و .. را میبینم. البته اینطور نیست که یادم بماند فلان برنامه در فلان ساعت پخش میشود. بلکه تلویزیون را روشن میکنم ، شبکههای مختلف را میبینم و اگر برنامه های مورد نظرم در حال پخش باشد آن ها را نگاه میکنم.
چرا در برنامه های تلویزیونی کمتر حضور پیدا میکنید؟
واقعیت این است که من حتی کمتر مصاحبه میکنم چه برسد بخواهم در برنامه های تلویزیون شرکت کنم. فکر میکنم در مورد هر کدام از مصاحبه ها نظرات مختلفی وجود دارد و از کنار این نظرات اتفاقات دیگری هم رخ میدهد. من دوست ندارم این حرف و حدیث ها زیاد شود. اگر یک نفر مصاحبه من را بخواند و از کنارش بگذرد خوب است ، اما میدانم صحبت هایی را که در این مصاحبه مطرح کردم خیلی ها میخوانند و انگار حتماً باید در مورد خط به خط آن اظهار نظر کنند. فکر میکنم اگر نظرمان را برای خودمان نگه داریم ، قشنگ تر است و خوب نیست آن را به زور به کسی تحمیل کنیم. برخی ها خیلی محترمانه صحبت ها را نقد میکنند که این موضوع خوب است ، اما گاهی کار به جای باریک میکشد. به همین دلیل من زیاد مصاحبه نمیکنم تا نظری درباره اش داده نشود چون اگر این موضوعات زیاد شود تمرکزم را از دست میدهم. من آدمی هستم که اگر تمرکز نداشته باشم هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم ولی اگر آرامش داشته باشم بسیار موفق خواهم بود.
آیا بیزنسی هم دارید؟
خیر. اما برنامه ای دارم که هر زمانی آن را انجام دادم اعلام خواهم کرد. امیدوارم برنامه ای که در ذهنم دارم تا یک سال آینده اجرا شود و باید بگویم کار عجیبی است! کاری میخواهم بکنم که کسی توقعش را نداشته باشد و شاید به عقیده برخی ها خیلی خاص باشد ، اما اصلاً دوست ندارم به آن اشاره ای بکنم.
رابطهتان با موسیقی چگونه است؟
موسیقی را دوست دارم و معمولاً موسیقی های شاد را گوش میدهم. معمولاً زمانی که میخواهم موسیقی گوش بکنم ریتم و متن آهنگ برایم مهم است. خواننده مورد علاقه ام مرحوم مرتضی پاشایی بود و حالا آهنگ های محسن چاوشی و محمد علیزاده را بیشتر میپسندم. کمی قبل تر هم آهنگ های رضا صادقی را گوش میدادم که حالا کمتر شده است.
اهل آشپزی هم هستید؟
تقریباً هیچ غذایی را بلد نیستم درست کنم حتی املت! اگر بخواهم غذایی در خانه درست کنم با مادرم تماس میگیرم و طرز پختش را از او میپرسم. معمولاً هم بعد از توضیحات مادرم غذا با چیزی که توقع داشتم زمین تا آسمان فرق میکند. از بین غذا ها هم باید بگویم فسنجان را خیلی دوست دارم.
آیا رسانه ها را هم میخوانید؟
خبرهای مربوط به والیبال را بیشتر به من میدهند. در روز شاید ۳-۴ دقیقه وقت بگذارم و خبر ها را بخوانم. دوست دارم وقتی از زمین والیبال خارج میشوم همه چیز تمام شود و یک ادم کاملاً عادی شوم و دوست ندارم کسی درمورد والیبال با من صحبت کند. افرادی که کنارم هستند اصلاً از والیبال حرف نمیزنند. خدا بیامرزد حسین معدنی را که میگفت برخی ها عاشق این هستند که یک نفر را بزرگ کنند و زمانی که در اوج است او را به زمین بکوبند. خیلی از رسانه ها لطف کرده و ما را مطرح کردند ، اما حالا برخی ها دنبال نابودی والیبال هستند.
دوست و رفیق معروفی هم دارید؟
علی ضیا شاید از جمله دوستان معروف من باشد.
چه حرفی با هوادارانتان دارید؟
برخی از آن ها به قدری از ما حمایت میکنند که واقعاً شرمنده آن ها میشویم. برخی ها هم با هر برد و باخت ما نظرشان تغییر میکند. چه ایرادی دارد که بیشتر هوادارانمان تینیجیر ها باشند؟ امیدوارم حداقل الگوی مناسبی برای آن ها باشیم. قرار نیست آن ها تمام رفتار ما را کپی کنند. بهتر است اگر چیز خوبی داریم بردارند و اگر چیز بدی داریم آن ها اصلاحش کنند. قطعاً تمام کارهای ما درست نیست.